سيد محمد مقيمي، ماشااله حسين زاده
چكيده: بهبود بهره وري، يكي از اهداف ب هكارگيري فناوري اطلاعات در سازمانهـا اسـت ، امـ ا همواره از زمان آغاز به كارگيري فناوري اطلاعات در سازمانها، در مورد تأثير ايـن فنـاوري بـربهره وري سازماني و سازوكارهاي اين تأثير، ابهامهايي وجود داشته اسـت . هـدف از انجـام ايـ ن پژوهش، بررسي تأثير فناوري اطلاعات بـر بهـره وري و شـناخت سـازوكار هـا ي آن بـر اسـاسروي كرد فرايندگرا است. براي اين امر، پس از بررسي پژوهشهاي گذشته، تهية فهرست ابتدايي از مجموعة تأثيرات فناوري اطلاعات بر فرايندهاي سازماني در دستور كار قرار گرفت. در ادامـهبا استفاده از نظر متخصصان و خبرگان، هشت مؤلفة نهايي استخراج و در قالب مـدل مفهـومي ارائه شد. سپس اقدام به گـردآور ي داده هـاي م يـداني از صـدوچهل وهشـت شـركت توليـدي وصنعتي در استان فارس با استفاده از پرسش نامه شده اسـت . نتـايج تحليـ ل ا يـن دادههـا نشـانمي دهد فناوري اطلاعات از طريق رهگيري، ارتباط، بهبودپذيري، خودكارسازي، انعطافپـذيري،تحليل پذيري، هماهنگ سازي و پايشپذيري فرايندها، مي تواند بر بهرهوري تأثيرگـذار باشـد. در پايان براي بهبود تأثيرگذاري فناوري اطلاعات بر بهره وري سازماني، پيشـنهادهايي ارائـه شـدهاست.

واژه هاي كليدي: بهره وري، رويكرد فرايندگرا، فرايندها، فناوري اطلاعات.
مقدمه
با توجه به آزادسازي تجارت در سطح جهان و جهاني شدن اقتصاد، بهبود بهره وري بنگاهها امـريمهم و گريز ناپذير است. از سويي، با گذار از عصر توليد انبوه به عصر مديريت اطلاعات و دانـش،كلية فرايندها و فعاليت هاي سازمانها تحت تأثير تغييرات بنيادي قـرار گرفتـه اسـت. در دن يـاي امروز، اطلاعات نه تنها يكي از منابع و دارا ييهاي اصلي سازمان ها شناخته مي شود، بلكه ابـزاري براي مديري ت مؤثر ساير منابع و دارايي هاي سازمان ني ز بهشمار رفته و از اهميت و ارزش ويژه اي در سـازمانهـا برخـوردار شـده اسـت. از ايـن رو، فنـاوري اطلاعـات كـه شـامل فنـاوري اهـ ي به كارگرفتهشده در توليد، پردازش، انتقال، ب هكارگيري و مديريت اطلاعـات اسـت، فرصـت هـا ي جديدي براي بهبود بهرهوري در اختيار سازمان ها گـذارده اسـت. بـا فرصـت هـاي بـالقوه اي كـهفناوري اطلاعات براي دسترسي به بازارهاي جهاني به وجود مي آورد، بنگاهها بـهطـور فزاي نـدهاي براي بهره گيري از اين فرصت ها، تحريك ميشوند، اما همواره در مورد تأثير فناوري اطلاعات بر بهره وري سازماني و چگونگي اين تأثير ابهام هايي وجـود داشـته و بسـياري از مطالعـات پي شـيننشان دهندة بي معنادار بودن تأثير فناّوري اطلاعات بر بهره وري سازما ني است. اين نتايج متناقض منجر به پيدايش مبحث پارادكس فناوري ـ بهره وري شده است. در سالهاي اخير پژوهش هايي براي حل اين پارادكس انجام شده است. براساس اين پژوهش ها، IT تأثير مستقيمي بر بهرهوري ندارد، اما از طريق ايجاد تغييراتي در سازمان به بهبود بهرهوري منجر ميشود. ايـن مطالعـه نيـزتلاش دارد، تأثير فناوري اطلاعات بر بهرهوري سازماني و سازوكارهاي ايـن تـأثير را بـر اسـاستغييرات در فرايندهاي سازماني، مورد بررسي قرار دهد.
بيان مسئله
در سال هاي اخير موج فزايندة بهره گيري از فناوري اطلاعات با هدف افزايش بهره وري، كشور ما را فراگرفته و بسياري از سازمانها براي استفاده از مزاياي فناوري اطلاعات، سرمايه گـذاري هـا ي زيادي انجام دادهاند. اين موضوع در واحدهاي توليـدي و صـنعتي اسـتان فـارس نيـز بـه وضـوح مشاهده ميشود، اما نتايج نشان ميدهد كه بهرهوري در استان فارس، همـواره رونـدي كاهنـدهداشته و رقم بهرهوري در سال 1389 نسبت به سال 1364، حدود 66 درصد كاهش يافتـه اسـت (سلطاني و بهاالديني، 1391). به نظر ميرسد، فناوري اطلاعات فرصت هاي تازهاي بـراي بهبـودتوليد و كارايي، امكان ايجاد روش هاي نوين مديريت و سازماندهي و درنتيجه افزايش بهـرهوري ايجاد مي كند، اما مسئلة اساسي مطرح شده در اين زمينه اين است كه فنـاوري اطلاعـات چگونـه مي تواند بر بهرهوري سازمان هاي مورد مطالعه تأثيرگذار باشد. به همين منظور، ايـ ن پـژوهش بـهبررسي تأثير فناوري اطلاعات بر بهره وري سازمان پرداخته و هدف از آن شناسايي سـازوكارهاي اي ن تأثير، به ويژه از دي دگاه فرايندگرا است.
تأثير بهره وري فناوري اطلاعات بر بهره وري
بهره وري يكي از مهمترين متغيرهاي تأثيرگذار بر سودآوري فعاليت هاي اقتصادي ـ توليـدي و ازمزيت هاي كليدي براي دست يابي بنگاه هاي اقتصادي به مزيت رقابتي است (سينگ، موتـواني وكومار، 2000). امروزه با توجه به كمبود منابع، گسترش سطوح رقابت، افـ زايش تنـوع در سـلايق مشتريان، اهميت بهرهوري و لزوم بررسي آن، بركسي پوشيده نيست. جايگاه و اهميت بهـره وري به حدي گسترش يافته كه آن را مترادف با خردگرايي سازمان (رفتار عقلايي سـازمان ) دانسـته و حتي مديريت را دانش افزايش بهرهوري و استفاده از منابع و امكانات موجـود بـراي دسـتيـابي به اهداف تعيينشده معرفي ميكنند (ابطحي و كاظمي، 1379). بهرهوري به مفهوم استفادة كارا از منابع سازماني (كارايي)، در راستاي تحقق اهداف سازمان (اثربخشي) است. به بيان ديگر، مجموع كارايي و اثربخشي بالا، به بهره وري بالاي سازمان منجر خواهد شد و تنهـا تمركـز بـر كـارايي، نميتواند راه پرثمري براي افزايش بهره وري باشد؛ زيرا ممكن است يك سيستم اثربخش، كارايي نداشته باشد، يا امكـان دارد كـه يـك سيسـتم كـارا، اثـربخش نباشـد (تـانگن ، 2002). ي كـي از دشواري هاي سازمان ها در رسيدن به بهره وري، آن است كه بهسادگي مشخص نيست، چه چيزي بهرهوري را محقق مي كند.
به اعتقاد گرو و بناسي (2003)، از ديدگاه مديريتي و اقتصادي، بهره وري بهطور كلي تابعي از سه متغير فناوري، نيروي انساني و سـازمان اسـت. يكـي از فنـاوري هـايي كـه در سـال هـاي اخيـر، سازمانها سرمايه گذاريهاي زيادي روي آن انجام دادهاند، فناوري اطلاعـات اسـت. بررسـي هـا نشان ميدهد كه در سال 1965 فناوري اطلاعات و ارتباطات حدود 5 درصـد از سـرمايهگـذاريشركتها را به خود اختصاص داده است. اين سرمايه گذاري در دهة 80 به 15 درصد، ابتداي دهة 90 به 20درصد و در انتهاي دهة 90 به 50 درصد افزايش يافته است (وستلند و كلارك، 2000).
تأثير فناوري اطلاعات بر بهره وري، از موضوعات مورد بحث اقتصادي از دهة 90 به بعد بوده است. طي اين دهه مباحث و ابهام هاي بسياري دربارة تأثير فناوري اطلاعات بر بهره وري مطـرح شد و صاحبنظران و كارشناسان در سطح جهان، نظرات متفاوت و گاه متناقضي را ابـراز كردنـد . با بررسي مطالعات انجامشده در خصوص تأثير فناوري اطلاعات بر بهرهوري سازمان ها، مي توانيم سه روند مطالعاتي را در اين حوزه تشخيص دهيم. در روند اول محققان به طور مستقيم به بررسي تأثير IT بر بهره وري پرداخته اند. در اين روند برخـ ي از مطالعـات رابطـة مثبتـي را بـ ين فنـاور ي اطلاعات و بهره وري نشان مي دهند (برينجولفسون و هيت، 1996؛ برينجولفسون و هيت، 2000؛گورباكساني و تاون، 2001؛ پاگانتو، بكچتي و بـدويا، 2003؛ گـريمن ، مايرسـو توپيـل ـ بنسـايد ،2001)، در حالي كه مِطالعات ديگري وجود رابطة مثبت را تأيي د نمي كننـد (دوان و كـرامن ،2000؛اتروستيك، بوگ ـ نيلسن، موتوهاشي و نگوين، 2004، پوهاجولا، 2001؛ لال، 2001).
اين نتايج متناقض منجر به پيدايش مبحث پـارادكس بهـره وري شـد ه اسـت . در رونـد دوم ، محققان براي يافتن رابطه بين فناوري اطلاعات و بهـره وري و پاسـخ دادن بـه علـل پـارادكسبهرهوري، به مطالعة تأثير فناوري اطلاعات در سنجه هاي مياني بهره وري (مانند تنـوع ، كيفيـت ، زمان و تحويل به موقع و نيز، ورودي و خروجيهاي نامشهود كه در تـراز مـالي شـركت هـا ثبـتنمي شوند) پرداختند. در اين روند، محققان به اين نتيجه رسيدند كه فنـاوري اطلاعـات در بهبـودبرخي از سنجههاي مياني در بنگاه ها مؤثر بوده و در برخي ديگر، اين رابطه قابل تشخيص نبود.
براي پاسخ دادن به اين مشكل، روند سوم مطالعاتي شكل گرفت. در روند سـوم ايـن فرضـيهمطرح شد كه براي كسب بيشترين منافع از IT بايد همزمان با سرمايهگذاري در زمينـة فنـاورياطلاعات، سرمايهگذاريهايي در زمينـة تغييـرات سـازماني انجـام شـود. برينجولفسـون و هيـت (2000) پيشنهاد مي كنند كه ب هازاي هر يك دلار سرمايه گذاري در فناوري اطلاعات، ممكن است به پنج دلار سرمايه گذاري هاي مكمل نياز باشد، تا نتـايج موفقيـت آميـزي در پـي داشـته باشـد.
تصميم گيري غيرمتمركز (تيمـوتي، اريـك و لـورين، 2002)، همراسـتايي فنـاوري اطلاعـات بـااستراتژي تجاري، تنظيم مجدد قوانين و مقررات و طراحي مجدد فرايند كسب وكار (تالون، كرامر و گورباكساني، 2000)، عدم تمركز سازماني (برينجولفسون و هيت، 1996)، به كارگيري TQM و مهندسي مجدد (چاپمن و الخاوالده، 2002) استفاده از كاركنان دانشـگر (فرانكالانسـي و گـالال،1998)، تغيير در شيوه هاي انجام كار و تغيير محصـول (برينجولفسـون، 1998) و پيونـد فنـاورياطلاعات با كاركنان، منابع فناوري، كسب وكـار و بـه ويـژه مـديريت كيفيـت (سـانچز و مـارتينز ، 2011)، مديريت دانش (يزداني و ساعدي، 1388)، همراستايي بين ابعـاد اسـتراتژي كسـب وكـار،استراتژي فناوري اطلاعات و ساختار فناوري اطلاعات (مانيان، موسـي خـاني و جـام پـر از مـ ي، 1388)، ازجمله تغييرات مورد نياز براي كسب نتايج بهتر از سرمايهگـذاري در فنـاوري اطلاعـات هستند كه محققان به آن اشاره كردهاند.
در حاليكه برخي از ابعاد معماي بهرهوري فناوري اطلاعات و ارتباطـ ات اخيـر روشـن شـدهاست، اما نتايج برخي از پژوهش هاي پيشين نيز تأثير IT بر بهره وري را تأييد نمي كننـد (شـرما و سانجي، 2010).
به اعتقاد بيودرا (2010) هنوز تأثيرات انقلاب فناوري اطلاعات و ارتباطات به صورت معما باقياست. وي با اطلاق »پارادكس مدرن بهرهوري«به اين معما، اعتقاد دارد اطلاعات به خوديِ خودعامل افزايش بهرهوري نبوده است و نخواهد بود. به دليل وجود مشـكلات و ابهامـات در انـدازه- گيري بهره وري ناشي از فناوري اطلاعات، تغيير رويكرد از رويكرد مبتني بـر بـازده (سـتانده ) بـه رويكرد فرايندگرا پيشنهاد مي شود. مزاياي چنين رويكردي آن است كه تمركز بر فراينـدها، نگـاهعميق تري را ايجاد ميكند و اعتبار ارزيابي هاي بهرهوري را افزايش دهد. چون ايـن رويكـرد اثـرمستقيم و بي واسطة فناوري اطلاعات بر فرايندهاي سازماني را نشـان مـيدهـد ، بنـابراين تـأثير متغيرهاي مداخلهگري مانند محيط فعاليت و موقعيت رقابتي سازمان، در ارز يـابي رابطـة فنـاورياطلاعات و بهرهوري كاهش مي يابد. از اين رو مي تواند معيارهاي قابل پذيرشي براي اندازهگيري تأثير فناوري اطلاعات فراهم آورد. بنابراين در اين نوشتار براي بررسي تأثير فناوري اطلاعات بـربهره وري، از رويكرد فرايندگرا استفاده مي شود.
ابعاد تأثيرگذاري فناوري اطلاعات بر فرايندهاي سازماني( رويكرد فرايندگرا)
فناوري اطلاعات به چندين شيوه بهرهوري را تحت تأثير قرار مي دهـد . فنـاوري اطلاعـات خـودنقـش ورودي دارد و در كـاهش ورودي هـاي ديگـر (نيـروي كـار، زمـين، تجهيـزات و وسـايل، هزينه هاي حمل و نقل، پست و ارتباطات، كاغذ و ملزومات اداري، زمان، انرژي) و تأمين منابع با كيفيت تر و ارزانتر (در اثر دسترسي به تأمين كنندگان بيشتر) تأثيرگذار اسـت . همچنـين فنـاورياطلاعات در شكلدهي قابليت هاي سازماني كه منافع عملكردي براي شركت فـراهم مـي آورنـد،مانند قابليتهاي پوياي توسعة محصول جديد (پاولو و ساوي، 2006)، قابليتهاي ادغام زنجيـرةتأمين (راي، پاتناياكوني و ست، 2006) و مديريت دانش (تانريوردي، 2005) نقـش كليـدي دارد. اين قابليت ها را ميتوان قابليت هـاي سـازماني توانمندشـده از فنـاوري ناميـد (راي و همكـاران 2006). بنتزامادو لورنس و پرز (2010) دريافتند فناوري اطلاعات، باعث توسـعة فرهنـگ كـارآفريني مي شود و فرهنگ كارآفريني به بهبود عمكرد سازماني مي انجامد.
تارافدار و گوردون (2007) و كـولينگر (2008) نيـز فنـاوري اطلاعـات را عامـل نـوآوري درسازمان، هم از جنبة نوآوري در محصول و هـم نـوآوري در فراينـد مـي داننـد كـه سـبب حـذففعاليت هاي ناكارآمد، افزايش كارايي و كاهش هزينه مي شود.
از سوي ديگر، فناوري اطلاعات باعث تغيير در فرايندهاي سازماني مي شـود و ايـن تغييـراتبه نوبه خود باعث افزايش بهرهوري مي شود. به گفتة ديگر، سـازمان هـا منـافع حاصـل از فنـاورياطلاعات را در مرحلة اول در فرايندهاي سازماني مي بينند. فناوري اطلاعـات ابتـدا بـر فراينـد هاتأثير ميگذارد و اين فرايندها از طريق تأثير بر ورودي ها و خروجيهـا ي سيسـتم، بـر بهـرهوري مشهود تأثيرگذارند. اما مطالعاتي كه اثر سرمايه گذاريها ي بهره وري را ب ر عملكرد سازماني به طور مستقيم بررسي ميكنند، فرايندهاي مياني بي واسطه و مستقيم را كه اولين جايگاه تأثير پـذيري از فناوري اطلاعات است، ناديده ميانگارند.
فرايندها را ميتوان بر اساس معيارهاي متفاوتي تقسيم بندي كرد. برمبناي فعاليتهاي مرتبط با فرايند، فرايندها به دو دسته فعاليتهاي مديريتي و فعال يـت هـاي عمل يـاتي تقسـيم مـي شـوند . فناوري اطلاعات همچون تجارت الكترونيك و پايگاه داده هـاي اشـتراكي، زمـان و هزينـه هـا را كاهش مي دهند و كيفيت برون داد فرايندهاي عملياتي را بهبود مي بخشند. بهعلاوه، سيستم هـاي خبره، نظامهاي پشتيباني تصميم و پ يادهسازي سيسـتم هـاي اطلاعـاتي، روشهـاي مف يـدي در فرايندهاي مديريتي بهشمار ميروند.
گوناسكاران و نات (1997) مهم ترين فرايندهاي يك شـركت تول يـديي خـدماتي را در قالـبفرايندهاي جريان سفارش، برنامهريزي استراتژيك، توليد محصول، بازاريابي و فـروش، خـدمات،حسابداري و امور كاركنان طبقهبندي كرده اند و بر اين باورند كه فناوري اطلاعـات مـيتوانـد درهمه آنها تأثيرات مثبتي داشته باشد.
از ديد استروف و اسميت (1992)، به طوركلي شركت شامل سه هسـتة اصـلي ي عنـي؛ فراينـد تصميم گيري، جريان اطلاعات و جريان مواد است كـه فنـاوري اطلاعـات روي هـر سـه هسـتهتأثيرگذار است.
در اين پژوهش تأثير فناوري اطلاعات بر فرايندهاي اصلي عملياتي ( مانند فرايندهاي تـأمين قطعات و مواد اوليه، توليد، فروش و توزيع) و فرايندهاي مديريتي و پشتيباني (ماننـد فراينـد هاي اداري، مالي، خدماتي، نظارت و كنترل، مكاتبه ها و گزارش دهي) مورد بررسي قرار مي گيرد.
پيشينة پژوهش
در زمينة موضوع مورد مطالعه، پژوهشهاي اندكي بهطور مشخص و ويژه، تأثير فناوري اطلاعات بر بهرهوري سازماني از طريق فرايندهاي سازماني مورد بررسي قرار داده اند. اما پژوهش هايي كـهتأثير فناوري اطلاعات بر بهرهوري يا ديگر تغييرات سازماني را ب هطور جداگانه مورد بررسي قـرارداده اند و تأثير فناوري بر فرايندهاي سازماني بخشي از يافتـه هـا ي آنهـا اسـت، بيشـتر مشـاهده مي شود. براي مثال، موني، گورباكساني و كرامـر (1996) در مطالعـه اي بـا هـدف بررسـي ارزشتجاري فناوري اطلاعات، تأثيرات IT بر فرايندها را به سه دسته تأثيرات خودكارسازي، اطلاعـاتيو انتقال پذيري تقسيم كردهاند.
در مطالعة ديگري و با هدف بررسي تـأثير فنـاوري اطلاعـات بـر طراحـي مجـدد فراينـدها، دانپورت و شورت (1990) به نُه جنبه از تأثيرات فناوري اطلاعات بر فرايندها اشاره مي كننـد كـه مي تواند بر اجراي بهتر ف رايندها تأثيرگذار باشد. ايـن تـأثير ات عبارتنـد از : خودكارسـازي (حـذفنيروي انساني)، اطلاعاتي (ارائة اطلاعات مورد نياز فرايندها با هدف مديريت بهتر آنهـا )، تـوالي (تغيير توالي فرايندها يا امكان انجام آنها به صورت همزمان)، رهگيري (نظارت دقيق بر وضـعيت فرايندها)، تحليلي (بهبود تحليل اطلاعات و تصميمگيري)، مكاني (هماهنگي و تطابق فرايندها در مكانهاي جغرافيايي مختلف)، ادغامي (هماهنگي ميان فراينـدها )، فكـري ( دسـتيـابي بـهدارايي هاي فكري و توزيع آنها)، عدم مداخله (حذف مداخلـة انسـاني از فراينـدهاي دربرگيرنـدهجريان اطلاعات). بهاعتقاد زوبف (1998) فناوري اطلاعات بر خودكاركردن فرايندها، تدارك بهتر اطلاعات و دگرگوني كلي فرايند ها تأثيرگذار است..
در پ ژوهش ديگ ري گورباكس اني و وان گ (1991) ب ه نق ش فن اوري ب ه منزل ة فن اوري هماهنگ كننده (هماهنگ سازي فرايندها در سازمان و سازمان با فرايندهاي محيط بيروني خـود ) اشاره شده است.
فناوري هاي اطلاعاتي، سازمان ها را به سمت بازنگري و بازبيني و دگرگون سـازي فرا ينـدهاي خود سوق ميدهد. دنينگ ريچاردسون و مود (2003) و همكاران (2003) شواهدي ارائه دادند كه تأثيرات فناوري اطلاعات به مرور زمان از خودكارسازي فرايندها، به سوي دگرگونكردن فراينـدهاو حتي دگرگوني خود كسبوكار پيش ميرود و در سازمان هايي كه اين دگرگـوني بيشـتر اسـت، فناوري تأثير بيشتري دارد. فناوري اطلاعات بهايجاد تغييرات در سازمان ها كه عمدتاً تغييراتي در ماهي ت فرايندهاي كاري و ادغام آنها در يكديگر يا حذف فرايندهاي اضافي است، كمك ميكند. از اين رو ميتوان آن را عاملي مهم در بازمهندسي فرايندها تلقـ ي كـرد (علـي بابـايي، اقدسـي وزارعي، 1389).
با اتكا به پتانسيل بالاي فناوري اطلاعات، تحولات اساسي در فرايند هاي كسبوكـار ايجـادمي شود كه هم به بهرهوري نيروي كار و هم بهره وري چند عاملي (MFP) منجر ميشود (بيرن، (بيرن، 1994).
به اعتقاد نيل (2003)، فناوري اطلاعات تنها از طريق نوآوري در فرايندهاي كسب وكار اسـتكه ميتواند در بهرهوري مؤثر واقع شـود . بـه گفتـة ديگـر، فنـاوري اطلاعـات بـدون نـوآوري درفرايندهاي كسب وكار، نمي تواند تأثير زيادي بر افزايش بهرهوري داشته باشد.
لي، هونگ، بارنس و كاو (2010) مدلي را ارائه كردند كه در آن فناوري اطلاعات با تـأثير بـرفرايندها، سبب افزايش تمركززدايي و هماهنگي و به نوبه آن، بهبود عملكرد كسب وكار مي شود.
مدل مفهومي پژوهش
مدل مفهومي يك الگوي مفهومي مبتني بر روابط تئوريك ميان شماري از عواملي اسـت كـه درمورد مسائل مورد پژوهش با اهميت تشخيص داده شده اند. در پژوهش پيش رو بـراي شناسـاييتأثيرات فناوري اطلاعات بر فرايندهاي سازماني، پس از مطالعة پژوهشهـاي گذشـته، فهرسـتابتدايي از اين تأثيرات تهيه شد. پس از انجام مرحلة نخسـت بـا توجـه بـه اينكـه تعـداد عوامـلشناسايي شده زياد و برخي از آنها گاهي مشابه يـ ا تكـراري بودنـد، در مرحلـة دوم بـا اسـتفاده ازنظرات خبرگان فناوري اطلاعات و از طريق مصاحبه هاي انجام گرفته، روي عوامل شناساييشـدهبررسي و بازنگري همه جانبه و جـامعي صـورت گرفـت. پـس از آن اقـدام بـه ت لخـيص (حـذفمؤلفه هايي كه براساس نظر خبرگان اهميت كمتري نسبت بـه ديگـر مؤلفـههـا داشـتند )، تلفيـق (تركيب برخي از مؤلفه هاي مشترك در مطالعات مختلف) و تكميل (افزودن مؤلفههـايي كـه بـهنظر خبرگان از تأثيرات فناوري اطلاعات بر فرايندهاي سازماني است، ولي در هيچ مطالعهاي بـهآن اشاره نشده است) شد و با اتخاذ رويكرد جامعيت همزمان با مانعيت، هشت مؤلفة نهايي شامل رهگيري، ارتباط، بهبودپذيري، خودكارسازي، انعطاف پذيري، تحليـل پـذيري، هماهنـگ سـازي و پايشپذيري فرايندها استخراج و در قالب مدلي ارائه شده است (شكل 1).

شكل
1
.

نمودار

مفهومي

مدل
پژوهش

فرايندها

ارتباط

فرايندها

رهگيري

انعطاف

فرايندها

پذيري

فرايندها

خودكارسازي

بهبود

پذيريفرايندها

تحليل

فرايندها

پذيري

هماهنگ

فرايندها

سازي

پايش

فرايندها

پذيري

اطلاعات

فناوري

بهره

سازماني

وري

شكل

1

.

نمودار


پاسخ دهید